هدف ما برداشتن گامی کوچک در راه نشر آگاهی ست
ما در وب سایت دانش آگاهی تلاش می کنیم گامی به سوی حقیقت برداریم،
تا تمام آنچه در دنیای علم به ما کمک خواهد کرد را با نثر و کلامی آسان در اختیار شما قرار دهیم!

آیا زمان آن رسیده است که داروینیزم را رها کنیم؟

آیا زمان آن رسیده است که داروینیزم را رها کنیم؟

ترجمه : امیر رحمانی تعداد بازدید : 1807
ترجمه : امیر رحمانی بازدید : 1807

برای اینکه دوستان بدانند مقاله مورد نظر در ساینس فوکوس دقیقا چه دارد میگوید و متن را بدور از نگاههای غیر علمی مطالعه کنند تصمیم گرفته شد تمام متن در حد توان بی کم و کاست ترجمه گردد.همانطور که خواهید دید دانشمندان بدنبال آنند که تئوری علمی فرگشت را با ایده های جدید کامل کنند و هیچ نشانی از جایگزینی تئوریهای علمی با ایده های غیر علمی در این مقاله دیده نمی شود.


آیا زمان آن رسیده است که داروینیزم را رها کنیم؟
تصویر مربوط به مطلب آیا زمان آن رسیده است که داروینیزم را رها کنیم؟

در یک کنفرانس بین المللی برجسته که اخیرا توسط انجمن سلطنتی و آکادمی بریتانیا سازمان یافته بود، چند تن از سخنرانان خواستار اصلاح نظریه فرگشت زیستی شدند که طی هفتاد سال گذشته در بریتانیا و آمریکا مورد پرسش قرار نگرفته است.
این مدل - ترکیبی از داروینیسم، ژنتیک جمعیت و آنچه فرانسیس کریک آنرا عقیده متعصبانه محوری زیست شناسی فرگشتی میخواند - نئوداروینیسم  و یا سنتز مدرن خوانده میشود. ریچارد داوکینز در کتاب پرفروش ژن خودخواه که در سال 1976 منتشر شد این نظریه را محبوب و عمومی کرد. این یک مدل آماری است که توسط مشاهده و آزمایش درستی آن به اثبات نرسیده است بلکه از مدلهای ساده اقتصادی دهه 1940 به عاریت گرفته شده است.
آن سخنرانان توجه حضار را به چند مکانیزم دیگر جلب کردند که توسط شواهد تجربی پشتیبانی میشوند و در کتاب "کازموساپین، فرگشت انسان از ابتدای هستی" مورد بحث قرار گرفته اند. برخی از این مکانیزمها اخیرا شناسایی شده اند و برخی دیگر هرچند  سالهاست که شناخته شده اند اما توسط بنیاد زیستی انگلو-امریکن نادیده گرفته شده و با نئوداروینیسم همانند یک باور دینی رفتار شده است.
اصولی که نئوداروینیسم را تعریف میکنند عبارتند از:
- جهشهای تصادفی ژنها که موجب شکل گیری ویژگیهای هر یک از اشکال حیات میشود.
- این جهشهای تصادفی ژنی توسط تولید مثل جنسی در استخر ژنی جمعیتها گسترش میابد.
- این جهشها به تدریج در استخر ژنی جمعیت در طی صدها و هزاران نسل انباشته میشوند تا هنگامیکه آن جمعیت به یک گونه جدید تبدیل میشود.
- اطلاعات فقط در یک راستا جریان دارند که از ژن به ارگانیزم است.
هیچ مشاهده یا شاهد تجربی وجود ندارد که فرگشت گونه های جدید را با مکانیزم نئوداروینیسم پشتیبانی کند. حتی برعکس، رقابت داروینی موجب از میان رفتن گونه ها میگردد.
آنهایی که به این باور ژن-محور چسبیده اند فراموش میکنند 98 درصد ژنوم انسان شامل هیچگونه "ژن زائد" نیست. برعکس، یک مطالعه عمده در سال 2012 نشان داد که حدود 80 درصد از آنچه "ژن زائد" تصور میشود از شبکه هایی تشکیل شده است که تعیین میکنند یک ژن خاص چه زمانی و چگونه باید عمل کند.
و نیز اینکه همکاری در شکلهای مختلف مکانیزمهای جایگزینی را توصیف میکند که قادر هستند به سرعت یک گونه جدید را تولید کنند.
برای مثال، سیمبیوجنسیس فرآیندی است که طی آن دو ارگانیزم تک سلولی متفاوت، مثل باکتری، با یکدیگر همکاری میکنند تا هردو بقاء یابند و سپس در یکدیگر ادغام میشوند تا یک ارگانیزم جدید سومی را پدید آورند که پیچیده تر است و گونه جدیدی میباشد. سیمبیوجنسیس سریالی توضیح میدهد که چگونه اشکال ابتدایی و ساده حیات به گونه های مختلفی از گیاهان و حیوانات فرگشت یافتند.
انتقال ژنی افقی مربوط به ارگانیزمی است که بطور آنی از یک گونه دیگر DNA کسب میکند تا یک گونه جدید تشکیل شود که خصوصیات نو و جدیدی دارد. حدود هشتاد درصد ژنوم بیشتر گونه های این سیاره به این شکل تولید شده اند و نه توسط توارث عمودی داروینی که یک تغییر مستلزم ده ها هزار نسل است.
دو نسخه شدن تمام ژنوم (دوپلیکیشن)  در هنگام تولید مثل ارگانیزم جدیدی را تولید میکند که یک نسخه اضافی از تمام ژنوم گونه را در خود دارد که موجب دگرگونش عمده آن گونه میشود. این پدیده بطور گسترده در بین ماهیان و دوزیستان شناخته شده است و شواهدی وجود دارد که حتی در خزندگان و موشها نیز رخ داده است. مطالعات بر روی ژنوم انسان نیز پیشنهاد  میکند که این پدیده حداقل دوبار در اجداد انسانها رخ داده است.
شواهدی از بیولوژی سیستمی نشان میدهد بجای آنکه ژن اداره کننده فرگشت ارگانیزم باشد، تمام سیستمهای شامل ژنوم، سلولها، بافتها، خود ارگانیزم و محیط بطور پویا (دینامیک) با یکدیگر برهمکنش دارند و هیچ یک نه امتیاز فرگشتی خاصی دارد و نه قربانی است.
در کنفرانس فوق، بعضی سخنرانان از مدل فعلی دفاع کردند و برخی خواستار الحاق مدلهای جدید به نئوداروینیسم بودند مشکل اینجاست که برخی از این مکانیزمها با نئوداروینیسم در تضاد میباشند و شما نمیتوانید یک مدل شکست خورده را گسترش دهید. شاید زمان آن رسیده است که بعد از هفتاد سال رو به جلو حرکت کنیم و از ایده هایی استفاده کنیم که با مشاهده پشتیبانی میشوند و مدلی جدید برای زیست شنایی فرگشتی توسعه دهیم.


تمام حقوق نشر و استفاده از این مطلب براساس قانون حمایت حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان، متعلق به سایت دانش آگاهی می باشد، هرگونه باز نشر به هر روشی از کل یا بخشی از مطلب بدون ذکر منبع، مطابق قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، جرم بوده و قابل پیگیری می باشد.


Published Date : 1/17/2017

نظرات


ایمیل شما نمایش داده نمی شود
ایمیل
نام نمایشی
نظر
آیا زمان آن رسیده است که داروینیزم را رها کنیم؟
تصویر مربوط به مطلب آیا زمان آن رسیده است که داروینیزم را رها کنیم؟

در یک کنفرانس بین المللی برجسته که اخیرا توسط انجمن سلطنتی و آکادمی بریتانیا سازمان یافته بود، چند تن از سخنرانان خواستار اصلاح نظریه فرگشت زیستی شدند که طی هفتاد سال گذشته در بریتانیا و آمریکا مورد پرسش قرار نگرفته است.
این مدل - ترکیبی از داروینیسم، ژنتیک جمعیت و آنچه فرانسیس کریک آنرا عقیده متعصبانه محوری زیست شناسی فرگشتی میخواند - نئوداروینیسم  و یا سنتز مدرن خوانده میشود. ریچارد داوکینز در کتاب پرفروش ژن خودخواه که در سال 1976 منتشر شد این نظریه را محبوب و عمومی کرد. این یک مدل آماری است که توسط مشاهده و آزمایش درستی آن به اثبات نرسیده است بلکه از مدلهای ساده اقتصادی دهه 1940 به عاریت گرفته شده است.
آن سخنرانان توجه حضار را به چند مکانیزم دیگر جلب کردند که توسط شواهد تجربی پشتیبانی میشوند و در کتاب "کازموساپین، فرگشت انسان از ابتدای هستی" مورد بحث قرار گرفته اند. برخی از این مکانیزمها اخیرا شناسایی شده اند و برخی دیگر هرچند  سالهاست که شناخته شده اند اما توسط بنیاد زیستی انگلو-امریکن نادیده گرفته شده و با نئوداروینیسم همانند یک باور دینی رفتار شده است.
اصولی که نئوداروینیسم را تعریف میکنند عبارتند از:
- جهشهای تصادفی ژنها که موجب شکل گیری ویژگیهای هر یک از اشکال حیات میشود.
- این جهشهای تصادفی ژنی توسط تولید مثل جنسی در استخر ژنی جمعیتها گسترش میابد.
- این جهشها به تدریج در استخر ژنی جمعیت در طی صدها و هزاران نسل انباشته میشوند تا هنگامیکه آن جمعیت به یک گونه جدید تبدیل میشود.
- اطلاعات فقط در یک راستا جریان دارند که از ژن به ارگانیزم است.
هیچ مشاهده یا شاهد تجربی وجود ندارد که فرگشت گونه های جدید را با مکانیزم نئوداروینیسم پشتیبانی کند. حتی برعکس، رقابت داروینی موجب از میان رفتن گونه ها میگردد.
آنهایی که به این باور ژن-محور چسبیده اند فراموش میکنند 98 درصد ژنوم انسان شامل هیچگونه "ژن زائد" نیست. برعکس، یک مطالعه عمده در سال 2012 نشان داد که حدود 80 درصد از آنچه "ژن زائد" تصور میشود از شبکه هایی تشکیل شده است که تعیین میکنند یک ژن خاص چه زمانی و چگونه باید عمل کند.
و نیز اینکه همکاری در شکلهای مختلف مکانیزمهای جایگزینی را توصیف میکند که قادر هستند به سرعت یک گونه جدید را تولید کنند.
برای مثال، سیمبیوجنسیس فرآیندی است که طی آن دو ارگانیزم تک سلولی متفاوت، مثل باکتری، با یکدیگر همکاری میکنند تا هردو بقاء یابند و سپس در یکدیگر ادغام میشوند تا یک ارگانیزم جدید سومی را پدید آورند که پیچیده تر است و گونه جدیدی میباشد. سیمبیوجنسیس سریالی توضیح میدهد که چگونه اشکال ابتدایی و ساده حیات به گونه های مختلفی از گیاهان و حیوانات فرگشت یافتند.
انتقال ژنی افقی مربوط به ارگانیزمی است که بطور آنی از یک گونه دیگر DNA کسب میکند تا یک گونه جدید تشکیل شود که خصوصیات نو و جدیدی دارد. حدود هشتاد درصد ژنوم بیشتر گونه های این سیاره به این شکل تولید شده اند و نه توسط توارث عمودی داروینی که یک تغییر مستلزم ده ها هزار نسل است.
دو نسخه شدن تمام ژنوم (دوپلیکیشن)  در هنگام تولید مثل ارگانیزم جدیدی را تولید میکند که یک نسخه اضافی از تمام ژنوم گونه را در خود دارد که موجب دگرگونش عمده آن گونه میشود. این پدیده بطور گسترده در بین ماهیان و دوزیستان شناخته شده است و شواهدی وجود دارد که حتی در خزندگان و موشها نیز رخ داده است. مطالعات بر روی ژنوم انسان نیز پیشنهاد  میکند که این پدیده حداقل دوبار در اجداد انسانها رخ داده است.
شواهدی از بیولوژی سیستمی نشان میدهد بجای آنکه ژن اداره کننده فرگشت ارگانیزم باشد، تمام سیستمهای شامل ژنوم، سلولها، بافتها، خود ارگانیزم و محیط بطور پویا (دینامیک) با یکدیگر برهمکنش دارند و هیچ یک نه امتیاز فرگشتی خاصی دارد و نه قربانی است.
در کنفرانس فوق، بعضی سخنرانان از مدل فعلی دفاع کردند و برخی خواستار الحاق مدلهای جدید به نئوداروینیسم بودند مشکل اینجاست که برخی از این مکانیزمها با نئوداروینیسم در تضاد میباشند و شما نمیتوانید یک مدل شکست خورده را گسترش دهید. شاید زمان آن رسیده است که بعد از هفتاد سال رو به جلو حرکت کنیم و از ایده هایی استفاده کنیم که با مشاهده پشتیبانی میشوند و مدلی جدید برای زیست شنایی فرگشتی توسعه دهیم.


تمام حقوق نشر و استفاده از این مطلب براساس قانون حمایت حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان، متعلق به سایت دانش آگاهی می باشد، هرگونه باز نشر به هر روشی از کل یا بخشی از مطلب بدون ذکر منبع، مطابق قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، جرم بوده و قابل پیگیری می باشد.


Published Date : 1/17/2017

نظرات


ایمیل شما نمایش داده نمی شود
ایمیل
نام نمایشی
نظر
استفاده از مطالب سايت دانش آگاهی فقط برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبع بلامانع است. کليه حقوق اين سايت به گروه دانش آگاهی تعلق دارد.